تبليغاتX
بدنام
ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم ...... با ما منشین و گرنه بدنام شوی : حافظ
 جادوی سینما
 

آن پریشانی شب​های دراز و غم دل .............  همه در سایه گیسوی نگار آخر شد

 آلیشیا در حال احتضار

آلیشیا :  بگو دوستم داری . این  بیدار نگه ام میداره.

روزی که اولین بار  سکانس نهایی بدنام رو دیدم بی اختیار اشک از چشمام سرازیر شد. من زیاد احساساتی نیستم و کم پیش میاد جوگیر صحنه های  سوزناک بشم اما در این صحنه احساسات تماشاگر تحت تاثیر عوامل گوناگون درونی  که در طول فیلم رخ میده به یک نقطه برخورد میرسه که دیگه فوران می کنه. شخصیت ها در اینجا ۱۸۰ درجه تغییر ماهیت می دن .  آلیشیای مغرور و پرحرف پیشین را در حال مریضی می بینیم که دیگر قادر به متلک پرانی به عاشقش نیست و  دولین خشک و جدی   را هم رومانتیک و پشیمان از کارهای گذشته مشاهده می کنیم پس ناخودآگاه  ما هم دگرگون و احساسی می شویم.  هنوز هم وقتی بدنام را می بینم با اینکه از قبل همه داستان و دیالوگ ها را از حفظ هستم  باز وقتی فیلم به اینجا می رسد  احساس می کنم تپش قلبم تندتر می شود. آیا این همان جادوی سینما نیست ؟

---------------------------

پی نوشت :  سیاست جواب دهی به کامنت ها در بخش نظرات ادامه دارد. من سعی می کنم به اکثر کامنت ها در همون قسمت جواب بدم و اکثرا هم وبلاگ های دوستان رو می خونم اما چون فرصت کمه شاید نتونم در خود وبلاگشون یادداشت بزارم که همینجا معذرت می خوام. دوست دارم کامنت بچه ها به جای تعریف و تمجید بیشتر مربوط به پست های اخیر و موضوع وبلاگ باشه. هیچی منو به اندازه یک کامنت خوب و مفید سرحال نمیاره. به خصوص وقتی بحث کارشناسی باشه. خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.  اصلا اون بخش ها رو هم می خونید ؟! 

 پس نوشت :  به نیکزاد . منظور از بخش ها همان بخش نظرات است که من پاسخ کامنت بچه ها رو زیر همون نوشته هاشون می دم و با مراجعه بعدی می تونید بخونید. بنابراین توصیه میشه بخش نظرات پست های قبلی رو حتما بخونید.

 

|+| نوشته شده توسط بدنام در جمعه 1387/07/26  |
 راجر ایبرت و بدنام
 

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند .... گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

راجر ایبرت - یکی از معروف ترین منتقدان سینما

راجر ایبرت را می شناسید ؟!

اگر عشق سینما و فیلم نیستید که هیچ اما اگر فیلم شناس هستید حتما می دانید که یکی از معروف ترین منتقدان سینما در جهان است که تاکنون چندین مقاله و کتاب مرجع و معتبر نوشته است. خب حالا این چه ربطی دارد به بدنام ؟!  

قضیه از آنجا شروع شد که من هنگام جستجوهای همیشگی در اینترنت به مقاله جالبی از ایبرت در مورد بدنام برخوردم که برای نشریه سان تایمز نوشته بود. ضمن بررسی پروفایل او فهمیدم که بدنام را جزء بهترین ( اولین یا دومین ) فیلم های هیچکاک می داند و جالب تر اینکه در صفحه علایق شخصی اش نام اینگرید برگمن را به عنوان هنرپیشه اول زن مورد علاقه خود ذکر کرده است.

خب . من هم یک کامنت در زیر مقاله اش نوشتم تا بداند که در ایران هم ما علایق مشابهی داریم و آدرس وبلاگ را هم نوشتم. در کمال تعجب یک هفته بعد ایمیلی از ایبرت دریافت کردم که گفته بود به کامنت من جواب داده و از اینکه او را مورد لطف قرار داده ام تشکر کرده است. به سایتش که مراجعه کردم در کمال افتخار دیدم که او از میان دهها کامنت تنها به سه چهار مورد شخصا جواب داده که یکی از آنها کامنت بدنام بوده است. شما می توانید کامنت من و جواب را در پایان صفحه با نام badnam ببینید:

لینک : http://blogs.suntimes.com/ebert/2008/08/how_to_read_a_movie.html

متن:

Hello Mr. Ebert;

I am from Persia (Iran) and love your reviews style.
I became a fan of you 5 years ago when realize that you love alfred hitchcock and Ingrid bergman like me. I have a private weblog about
hitchcock's masterpiece NOTORIOUS and incomparable actress
BERGMAN in persian on:

BADNAM.BLOGFA.COM

god bless you many years to continue writing beautiful reviews for moviegoers.

best regrds
Alfred

( Ebert: For years and years I thought "Notorious" was Hitchcock's best film, until I slowly settled on "Vertigo." Even to be Hitchcock's second best film is pretty good. I could look at either one again right now. I love your site's freeze-frames from the kiss between Cary Grant and Bergman. It was then said to be the longest kiss in the history of the movies, and for all I know, it still is.

فکر نمی کنم بدنامان واقعی انگلیسی شان اینقدر خوب نباشد که لازم باشد ترجمه کنم. درسته ؟!

در مورد پاسخ به کامنت ها در وبلاگ یکی از دوستان جدید ( نمی دونم فری بود یا نیکزاد ) دیدم که جوابک رو در همون قسمت کامنت ها نوشته که راه حل خوبی به نظر میاد. نظر شما چیه ؟ حداقل یکبار امتحانش می ارزه.

باز بحث های سالروز تولد اینگرید و مستند عالم هیچکاک افتاد برای پست بعدی و شما هم هیچ کاری نمی تونید بکنید   تازه یه مطلب هم از پل نیومن داشتم که اونم رفت تو نوبت.

|+| نوشته شده توسط بدنام در یکشنبه 1387/07/14  |
 وبلاگ نویس خوشبخت !
این عکس چیه ؟!  خب اون عکس مربوط  به سه چهار تا پست قبلی  که یادتون هست.

مادر خوشبخت !

سالها بعد از جریان رفتن برگمن به ایتالیا و قضیه روسلینی و تحریم هالیوود بوگارت برگمن را دید.این قضیه مربوط به ۱۰ سال بعد از ساخته شدن کازابلانکا میشه. بوگارت به نوعی می خواست برگمن رو به خاطر اون کار ( ترک آمریکا و هالیوود) شماتت کنه. اون به برگمن گفت:  تو زمانی بازیگر بزرگی بودی . اما الان چه هستی ؟ برگمن جواب داد:  یک مادر خوشبخت !

متن و عکس بالا رو به ابن دلیل آوردم که بگم هر کسی باید خودش به این نتیجه برسه که هدفش از زندگی چیه و دلش چی می خواد. برگمن در کتاب خاطراتش در مورد پدرش میگه: پدرم می گفت که اگر می خوای در زندگی خوشبخت باشی همیشه اون کاری رو بکن که قلبت میگه درسته. اگر بخوای طبق گفته های دیگران زندگی کنی دیگه زندگی خودت رو نکرده ای بلکه دیگران به جات زندگی کردن !

این یک مطلب. اما مطلب بعدی در مورد کامنت یکی از دوستان به نام فری بود که من مطلب جالبی رو توی گوگل ازش دیدم اما وقتی وارد لینکش شدم اون متن زیبا در مورد بدنام دیگه نبود. کامنت براش گذاشتم و اون جواب داد که اون مطلب مربوط به موقعی بوده که وبلاگش رو پاک نکرده بوده !

خب همین یک  اتفاق من رو مصمم کرد که حداقل برای جلوگیری از لعنت جستجوگران اینترنت هم که شده عمرا" فکر پاک کردن مطالب این وبلاگ رو از سرم بیرون کنم. حتی اون مطالب اعتراف نامه رو هم که می خواستم پاک کنم می ذارم بمونه چون تعداد بدنام دوستان و اینگرید دوستان اینقدر زیاده که من دیگه احساس خجالت نمی کنم .  

مطالب بعدی در مورد سالروز تولد برگمن و دیر به دیر آپدیت شدن وبلاگ و پخش مستند عالم هیچکاک از تلویزیون بود که می ذارم بعدا می گم. شما هم هیچ کاری نمی تونید بکنید !!

---------------------------------

اما بخش پاسخ به کامنت ها:  ( کامنت های قدیمی رو بعدا جواب می دم ! )

آزاد:  آزاد جان . ای اولین کامنت گذار. ای گرداننده سه وبلاگ. ای شاعر . ای عاشق بک گروند مشکی. ای نویسنده مطبوعات.  ای موسس بدنام.  ای .....  خب دیگه بسه. لوس میشی.

الینا:  بابا یه آدرس وبلاگی. ایمیلی . چیزی بذار .

سعید:  قربان این شعر بامعنی و با محل.

مهشید: آره. زوج آرمانی هستند. راستی از نظر پزشکی آدرنالین خونتون باید بره بالا نه کورتیزول !

کری:  اینگرید حداقل دو جین از این جمله های قصار داره. آره ما الکی عاشق کسی نمی شیم جناب.

فری: باور کن خیلی دوست دارم مطالب قبلیت رو ببینم. اگر روی هارد داری آپلود کن. اینجا هم خوبه.

نیکزاد:  تو رو خدا هر کاری می کنی بکن فقط کچلم نکن. کلی بابت کاشتن هر نخ مو پول دادم !

 

|+| نوشته شده توسط بدنام در دوشنبه 1387/07/01  |
 
 
بالا